بر زمینی سرد
مردی آینه در دست
سراسیمه و آشفته
امیدوار به جدال خورشید شتافت
هنوز می شتافت
و افق رنگ خونین شکست دردانه ی آسمان را می رفت تا بشوید
بر زمینی داغ
اکنون شکست خورشید را به سوگ می نشینیم
اما
فردا خورشیدی تازه
به جدال مردی خواهد خاست
که باید طلعت دردانه ی سپهر را باور کند
شکست خوردگان همیشه ی تاریخ!
آینه هاتان شکسته باد!
ما نه بر زمین سرد
نه بر مرد ابرمرد
امید نبسته ایم
آینه ها را بشکنید!
