آنجا که ابر ها
قبل از نوازش بهاره
بار دار می شوند
آنجا که مرد ها و زنان آینده
بر پشت مرد های امید وار می نشینند
تا بر بطن زنانی امید وارتر برویند
آنجا که آتشی
بر سایه ای سیاه خانه می کند
با اذن کردگار دوپایان نادیده
سایه ای تازه
موجودی تازه پدیدار می آید
تا نجواگر شاعری بی نشان باشد
آنجا
من به اندازه ی تمام امید ها
من به اندازه ی تمام لذت ها
آه
من به اندازه ی تمام تنهایی تو
ای آفریدگار پاک
من آنجا
تنهایم
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 18:32  توسط مهدی رضایی
|