تبليغاتX
سرزمین مستی

سرزمین مستی

شعر های من

با این کولی سرمست که داری

چه تمدن عظیمی است چشمانت

و امپراطورهای تاجدار

مرا خانه نشینت کرده اند

...............................

سیاه چاله ی ستارگان

روشنای صبح است

چه روز تاریکی!

................................

شولایت ترنم عجیب برهنگیست

وقتی از شرم تازه می شود

و نفسهایت در شمارشی بی درنگ

آغاز نبردی دوباره اند!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 23:1  توسط مهدی رضایی  |