با این کولی سرمست که داری
چه تمدن عظیمی است چشمانت
و امپراطورهای تاجدار
مرا خانه نشینت کرده اند
...............................
سیاه چاله ی ستارگان
روشنای صبح است
چه روز تاریکی!
................................
شولایت ترنم عجیب برهنگیست
وقتی از شرم تازه می شود
و نفسهایت در شمارشی بی درنگ
آغاز نبردی دوباره اند!
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 23:1  توسط مهدی رضایی
|
