تویی خیال مبهم یک شاخه رازقی
اندیشه ی طلوع خورشید واقعی
روی سر سپید گذشت سالها
تو متن مجسم یک عمر عاشقی
تو رمز سی گل پر پر برسم یاسها
تصویر روشن شهیدان صادقی
....................................
سجاده ام هفت آسمان است
تو کجایی؟
..............................
گاهی فکر میکنم قطعات جداگانه ای بوده ام از عدم
اما گاهی نیز فکر می کنم عدمی از جداگانگیم
.............................
برای مست شدن
توهم شراب کافیست
وبرای مردن خیال تو
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 15:50  توسط مهدی رضایی
|
