خاموش وار
در دل جوانه ای خرد
بیم مرگ
موج میزند
و
حس حیات
از شاخه های سترگ
برگ می سازد
و التهاب زندگی
برگ مواج را
میانه ی بادهای سرد
زرد میسازد
و من بیم جوانه ای خرد در سینه دارم
درد زندگی
در سینه دارم
و بطن ذهنم
آبستن مرگ است
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 0:9  توسط مهدی رضایی
|
